نمایشگاه فرش هزار نقش

تهران – ۱۴۰۴
ساختمان آگورا، تهران، ایران

درباره‌ی نمایشگاه

«هزار نقش» پروژه‌ای است که فرش را از جایگاه یک اثر صرفاً دیداری، به تجربه‌ای چندلایه از نقش، رنگ، صدا، تصویر و فضا گسترش می‌دهد.

این پروژه حاصل سال‌ها تجربه در طراحی و بافت فرش است؛ مسیری که در آن سنت، نه به‌عنوان فرمی ثابت برای تکرار، بلکه به‌عنوان بستری زنده برای تجربه، بازخوانی و آفرینش دوباره در نظر گرفته شده است.

در «هزار نقش»، فرش نقطه‌ی آغاز یک تجربه است، نه نقطه‌ی پایان آن. ساختار، جزئیات و منطق درونی آن در فضای نمایشگاه امتداد می‌یابد و در قالب تصویر، صدا و عناصر محیطی دوباره خوانده می‌شود.

مخاطب در این مسیر تنها با یک فرش مواجه نیست؛ بلکه وارد روایتی می‌شود که از تار و پود آغاز شده و در فضای نمایشگاه ادامه پیدا می‌کند.

ایده‌ی پروژه

«هزار نقش» حاصل تلاقی دو مسیر است: تداوم سنت و بازاندیشی در آن.

در این پروژه، ساختارهای فرش ایرانی با نگاهی معاصر مورد بازخوانی قرار می‌گیرند؛ نه برای فاصله گرفتن از ریشه‌ها، بلکه برای کشف امکان‌های تازه‌ای که در دل آنها وجود دارد.

فرش در اینجا تنها یک سطح برای نقش نیست؛ مجموعه‌ای از فرم، رنگ، ریتم، تکرار و زمان است. نمایشگاه تلاش می‌کند این لایه‌ها را از سطح فرش جدا کرده و در فضایی تازه به تجربه‌ای دیداری و شنیداری تبدیل کند.

فرش

در مرکز این پروژه، فرشی قرار دارد که حاصل سال‌ها تجربه، مطالعه، طراحی و بافت است؛ اثری که تنوع رنگ، تعدد عناصر و پیچیدگی ساختار آن، جهانی گسترده از نقش و ریتم را شکل می‌دهد.

«هزار نقش» از نگاه لاهیجی به فرش به‌عنوان یک نظام زنده شکل گرفته است؛ نظامی که در آن رنگ، خط، تکرار، تناسب و ریتم در ارتباطی پیوسته با یکدیگر قرار دارند.

این فرش تنها موضوع نمایشگاه نیست؛ منبع و زبان اصلی عناصر بصری و صوتی پروژه است.

فضای نمایشگاه

فضای نمایشگاه، مسیری تدریجی برای نزدیک شدن به جهان «هزار نقش» بود؛ روایتی که در سه لایه‌ی تصویر، صدا و روایت شکل می‌گرفت و مخاطب را در طول نمایشگاه همراه می‌کرد.

تصویر با الهام از تار و پود و ساختار طراحی خود فرش شکل گرفته بود و عناصر بصری آن را در فضایی معاصر بازآفرینی می‌کرد.

صدا بر پایه‌ی صداهای مسیر تولید فرش ساخته شده بود؛ صداهایی برگرفته از فرآیند شکل‌گیری آن، از مواد و ابزار تا حرکت دست و بافت.

روایت تصویری نیز به داستان «هزار نقش» و بخش‌هایی از ناگفته‌های مسیر طولانی طراحی و بافت آن می‌پرداخت؛ روایتی از زمان، صبر و تکراری که در شکل‌گیری فرش جاری بوده است.

این سه روایت در کنار یکدیگر، مخاطب را مرحله‌به‌مرحله از تجربه‌ی اجزای جهان «هزار نقش» به مواجهه با خودِ اثر می‌رساندند؛ جایی که در پایان مسیر، فرش «هزار نقش» به‌عنوان نقطه‌ی نهایی این تجربه پیش روی مخاطب قرار می‌گرفت.

تصویر

در میان نقش و رنگ، تصویر از بازنمایی فرش فاصله می‌گیرد و به تجربه‌ای از فرم، ریتم و حرکت تبدیل می‌شود. با الهام از ساختار تار و پود، نور و تصویر در فضایی سیال شکل می‌گیرند؛ جایی که نگاه، تنها تماشاگر نیست و هر بار دیدن، می‌تواند معنای تازه‌ای بسازد.

هنرمند:اریا ستاری

صدا

در «هزار نقش»، صدا از دلِ تکرار و ریتم نقش‌ها شکل می‌گیرد؛ از حرکت دست، نظم گره‌ها و گذر آرام زمان.

تلاش شد آنچه در فرش دیده نمی‌شود، شنیده شود؛ ریتمی پنهان که از تار و پود عبور می‌کند و در قالب صدا ادامه می‌یابد.

هنرمند:عرشیا لاهیجی زاده

روایت تصویری

این روایت تصویری، داستان «هزار نقش» و بخش‌هایی از مسیر شکل‌گیری و بافت آن را بازگو می‌کند؛ روایتِ سال‌ها زمان، صبر و تکرار که در نهایت به شکل‌گیری این فرش انجامید.

ویدیو تلاش می‌کند از آنچه در ظاهر فرش دیده می‌شود عبور کند و به بخش‌هایی از مسیر آفرینش آن بپردازد؛ لحظات، فرآیندها و ناگفته‌هایی که در تار و پود «هزار نقش» باقی مانده‌اند.

هر قاب جست‌وجویی‌ست برای دیدن آنچه در نگاه اول دیده نمی‌شود؛ تکرار، صبر و زمانی که در تار و پود جاری‌ست. تلاشی برای آنکه «هزار نقش» فقط دیده نشود، بلکه احساس شود.

هنرمند:هانیک یوسفی

کتاب لاهیجی

رویداد «هزار نقش» بهانه‌ای شد برای چاپ و رونمایی از جلد دوم کتاب لاهیجی؛ کتابی که به این نمایشگاه محدود نمی‌شود و روایت گسترده‌تری از برند، نگاه و مسیر لاهیجی در جهان فرش است.

این کتاب با نگاهی به تاریخ، طراحی، متریال، فرآیند تولید و اندیشه‌ی پشت آثار لاهیجی، بخشی از مسیر شکل‌گیری و تداوم این برند را ثبت می‌کند.

رونمایی از این جلد در جریان «هزار نقش»، نقطه‌ای بود برای پیوند میان یک پروژه‌ی معاصر و روایتی گسترده‌تر از گذشته، حال و مسیر پیش‌روی لاهیجی.








لطفا موبایل خود را بچرخانید.